علی ابن موسی الرضا


تنهای بی سنگ صبور


صفحه نخست
تماس با نویسنده
ذخیره کردن صفحه
اضافه به علاقمندی ها
صفحه خانگی شود

نویسنده
تنهای بی سنگ صبور


آرشیو
شهریور ۸٦


دوستان
تنهای بی سنگ صبور
وبلاگ فارسی
ليست وبلاگ ها
قالب وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
خرید اینترنتی
مدرسه وب

وبلاگ فارسی




پنجره ی فولاد

نمی دونی جه حال و هوایی داره وقتی رو به پنجره فولادی و داری نماز می خونی ، هیچ وقت یادم نمی ره شب نیمه شعبان وقتی رسیدم نزدیک پنجره ی فولاد و نوزادی شفا گرفت ، بعد از آن هم تو فاصله ی 10-12 حدود 7 نفر شفا گرفتند . غیر قابل توصیف.


نوشته ی تنهای بی سنگ صبور در ساعت ٢:٤٦ ‎ق.ظ در شنبه ٢٤ شهریور ،۱۳۸٦


آرامگاه نخودکی

آرامگاه نخودکی داخل صحن انقلاب اسلامی دقیقا رو به گنبد و پنجره ی فولاد است ، مقبره ی اصلی داخل راهرو است و چون محل رفت و آمد بوده ، مقبره را به دیوار زدند ، خیلی آدم خالصی بوده و خیلی حاجت می ده ، وقتی می ری بالای مقبره اش و "یس" می خونی ، حس خوبی بهت دست می ده ، خیلی عزیز و مقرب بوده است .


نوشته ی تنهای بی سنگ صبور در ساعت ٢:٢٧ ‎ق.ظ در سه‌شنبه ٢٠ شهریور ،۱۳۸٦


سقا خانه اسماعيل طلا

این سقا خانه داخل صحن انقلاب و رو به حرم و پنجره ی فولاد است ، نمی دونی چقدر قشنگ میشه وقتی مردم پایین دارند از آب سقاخانه برمی دارند برای شفا و روی گنبد کوچولوی آن کبوترها آرام وبی صدا نشستند ، خیلی صحنه ی زیبایی ، روز آخر با اینکه دیر شده بود اما خود آقا کمک کرد و تونستم توی آن شلوغی سقاخانه از آب آن برای کسانی که قسمتشون نشده بود بیارم .


نوشته ی تنهای بی سنگ صبور در ساعت ٢:٢٥ ‎ق.ظ در سه‌شنبه ٢٠ شهریور ،۱۳۸٦


ضریح امام رضا (ع)

دوشنبه صبح وقتی رسیدیم مشهد رفتیم حرم . وقتی وارد می شی و آن ضریح زیبا را می بینی مدهوش می شی ، وقتی مقابلش می ایستی و زیارتنامه را می خوانی احساس می کنی آقا داره نگاهت می کنه و به حرفات گوش می ده . آنقدر معنویتش بالاست و آنقدر ضریح ، سبز و نورانی و باصفاست که نمی تونی ازش دل بکنی .


نوشته ی تنهای بی سنگ صبور در ساعت ٢:٢۱ ‎ق.ظ در سه‌شنبه ٢٠ شهریور ،۱۳۸٦


چراغانی حرم ویژه ی نیمه ی شعبان

 

خیلی زیبا و دیدنی شده بود وقتی تمام صحن ها و حرم را برا ی نیمه ی شعبان  چراغانی کردند . ترکیب نورهای سبز با گنبد طلا و .. وای که چه عالی بود .آنقدر زیبا که دلت می خواد هیچ وقت صبح نشه که چراغها خاموش بشه .

شب نیمه شعبان باید آنجا باشی تا حال و هواش و بفهمی ، احساس می کنی آقا داره قدم می زنه و به زائراش خوش آمد می گه و آن کسانی که براشون رقم خورده را شفا می ده ...


نوشته ی تنهای بی سنگ صبور در ساعت ٢:٢٠ ‎ق.ظ در سه‌شنبه ٢٠ شهریور ،۱۳۸٦


شب آستان و روز آستان

بعد از 12 سال قسمتم شد و آقا حسابی طلبید ، آن هم برای نیمه ی شعبان ، وای باورم نمی شد ، وقتی اولین نماز ظهر رو به گنبد طلا و پنجره ی فولاد و خوندم تو آسمونها سیر می کردم ، شبها هم از ساعت 10 تا نماز صبح حرم بودم ، توی صحن رو به پنجره ی فولاد و گنبد می نشستم با آقا حرف می زدم . نماز می خواندم ، وقتی می رفتم داخل حرم ، رواق 3 خیلی عالی بود ، حضور امام رضا (ع) را احساس می کردم ، واقعا غیر قابل توصیف ، مخصوصا شبهاش که حال و هوای خودش را داره . یک سکوت خاص ، یک معنویت قشنگ ، آدمهای عاشق ........


نوشته ی تنهای بی سنگ صبور در ساعت ٢:۱٤ ‎ق.ظ در سه‌شنبه ٢٠ شهریور ،۱۳۸٦


آستان مقدس

السّلام علیک یا علی بن موسی الرّضا

ای دل اگر نخواندت

ره نبری به کوی دوست

خوانده شدم از سوی آقا ، اون هم چه خواندنی و چه شبهایی ، قابل وصف کردن نیست . به یاد همه بودم و از خود امام رضا خواستم برای همتون دعوتنامه مخصوص بفرسته ، نمی دونید چه حالی داره وقتی روبروی گنبد طلا و پنجره فولاد هستی و نماز بخوانی ، غرق می شی ، یا وقتی تو خود حرم هستی و داری نماز می خونی و با آقا حرف می زنی دیگر کسی رو اطرافت حس نمی کنی ، رها می شی ، احساس می کنی داری روی آسمانها پرواز می کنی ، دور و برت فرشته ها دارن نگاهت می کنند ، لذت بخش ترین حس است.


نوشته ی تنهای بی سنگ صبور در ساعت ٢:٠٤ ‎ق.ظ در سه‌شنبه ٢٠ شهریور ،۱۳۸٦