پنجره ی فولاد


نمی دونی جه حال و هوایی داره وقتی رو به پنجره فولادی و داری نماز می خونی ، هیچ وقت یادم نمی ره شب نیمه شعبان وقتی رسیدم نزدیک پنجره ی فولاد و نوزادی شفا گرفت ، بعد از آن هم تو فاصله ی 10-12 حدود 7 نفر شفا گرفتند . غیر قابل توصیف.



نمی دونی جه حال و هوایی داره وقتی رو به پنجره فولادی و داری نماز می خونی ، هیچ وقت یادم نمی ره شب نیمه شعبان وقتی رسیدم نزدیک پنجره ی فولاد و نوزادی شفا گرفت ، بعد از آن هم تو فاصله ی 10-12 حدود 7 نفر شفا گرفتند . غیر قابل توصیف.

آرامگاه نخودکی داخل صحن انقلاب اسلامی دقیقا رو به گنبد و پنجره ی فولاد است ، مقبره ی اصلی داخل راهرو است و چون محل رفت و آمد بوده ، مقبره را به دیوار زدند ، خیلی آدم خالصی بوده و خیلی حاجت می ده ، وقتی می ری بالای مقبره اش و "یس" می خونی ، حس خوبی بهت دست می ده ، خیلی عزیز و مقرب بوده است .

این سقا خانه داخل صحن انقلاب و رو به حرم و پنجره ی فولاد است ، نمی دونی چقدر قشنگ میشه وقتی مردم پایین دارند از آب سقاخانه برمی دارند برای شفا و روی گنبد کوچولوی آن کبوترها آرام وبی صدا نشستند ، خیلی صحنه ی زیبایی ، روز آخر با اینکه دیر شده بود اما خود آقا کمک کرد و تونستم توی آن شلوغی سقاخانه از آب آن برای کسانی که قسمتشون نشده بود بیارم .

دوشنبه صبح وقتی رسیدیم مشهد رفتیم حرم . وقتی وارد می شی و آن ضریح زیبا را می بینی مدهوش می شی ، وقتی مقابلش می ایستی و زیارتنامه را می خوانی احساس می کنی آقا داره نگاهت می کنه و به حرفات گوش می ده . آنقدر معنویتش بالاست و آنقدر ضریح ، سبز و نورانی و باصفاست که نمی تونی ازش دل بکنی .


خیلی زیبا و دیدنی شده بود وقتی تمام صحن ها و حرم را برا ی نیمه ی شعبان چراغانی کردند . ترکیب نورهای سبز با گنبد طلا و .. وای که چه عالی بود .آنقدر زیبا که دلت می خواد هیچ وقت صبح نشه که چراغها خاموش بشه .
شب نیمه شعبان باید آنجا باشی تا حال و هواش و بفهمی ، احساس می کنی آقا داره قدم می زنه و به زائراش خوش آمد می گه و آن کسانی که براشون رقم خورده را شفا می ده ...



بعد از 12 سال قسمتم شد و آقا حسابی طلبید ، آن هم برای نیمه ی شعبان ، وای باورم نمی شد ، وقتی اولین نماز ظهر رو به گنبد طلا و پنجره ی فولاد و خوندم تو آسمونها سیر می کردم ، شبها هم از ساعت 10 تا نماز صبح حرم بودم ، توی صحن رو به پنجره ی فولاد و گنبد می نشستم با آقا حرف می زدم . نماز می خواندم ، وقتی می رفتم داخل حرم ، رواق 3 خیلی عالی بود ، حضور امام رضا (ع) را احساس می کردم ، واقعا غیر قابل توصیف ، مخصوصا شبهاش که حال و هوای خودش را داره . یک سکوت خاص ، یک معنویت قشنگ ، آدمهای عاشق ........


السّلام علیک یا علی بن موسی الرّضا
ای دل اگر نخواندت
ره نبری به کوی دوست
خوانده شدم از سوی آقا ، اون هم چه خواندنی و چه شبهایی ، قابل وصف کردن نیست . به یاد همه بودم و از خود امام رضا خواستم برای همتون دعوتنامه مخصوص بفرسته ، نمی دونید چه حالی داره وقتی روبروی گنبد طلا و پنجره فولاد هستی و نماز بخوانی ، غرق می شی ، یا وقتی تو خود حرم هستی و داری نماز می خونی و با آقا حرف می زنی دیگر کسی رو اطرافت حس نمی کنی ، رها می شی ، احساس می کنی داری روی آسمانها پرواز می کنی ، دور و برت فرشته ها دارن نگاهت می کنند ، لذت بخش ترین حس است.